My Danish Blog

« نوشته قبلی

  

صفحه اصلی

  

نوشته بعدی »


به علی اوحدی

Tuesday, January 4, 2005

این نوشته را به مناسبت شش ماهگی وبلاگ علی آماده کرده بودم که بعد از "قدرت خانم" به روزش کنم که خورد به بستن وبلاگ ما، با پوزش میخوانیدش با کمی تأخیر.


وقتی وبلاگ علی در بیست وهشتم ژوئن وارد شبکه عنکبوت شد، من در معرفی "نامه های ایرونی" نوشتم:" روز شنبه دوست فرهیخته ام علی اُوحدی به جمع وبلاگ نویسان پیوست و این خبر خوشی است برای جوانان وبلاگ نویس که نوشتن را جدی می گیرند، بی تعارف می توانند از تجارب و دانسته هایش استفاده کنند. نام وبلاگش را گذاشته " نامه های ایرونی " و اولین یاداشتش امضا دارد". این را از آن رو گفتیم تا وبلاگ نویسان جوانی که علاقه دارند در آینده قدم در حوزه هنر نویسندگی و امر نوشتن بگذارند از علی بهره ای ببرند و با پرسش های مناسب وبلاگش را به یکی از کلاسهای زنده و شیرین ادبیات بدل کنند. آنهایی که نوشته هایش را سر سری نخوانده اند می دانند که من چه می گویم علی، هنر نوشتن را چه در نامه های معروفش و چه در طنزهای بی نظیر و پراکنده نویسهای نفس گیرش بارها به نمایش در آورده است؟ جوانها استفاده کنید، نسل من از داشتن چنین امکاناتی محروم بود.

در ادامه می آید که: " علی اوحدی به غیر از اینکه در کار تاتر و سینما بوده عکاس و فیلمبردار هم هست، اهل سفر و جهان دیده، شاهنامه خوانیش حرف ندارد و اطلاعاتش در مورد شاهنامه بی نظیر است. فروتن است اما بشدت رکُ که گاه تحملش مشکل میشود و فکر می کنم همه جا کار دستش داده است". و البته این آخری را که گفتم "همه جا کار دستش می دهد" را می توان دید مثلأ خبرنامه گویا به خیلی ها که نوشته هایشان چه از نثر و چه از نظر مایه و محتوا به پایه نامه های ایرونی نمی رسند لینک داده است، می دانم که علی از این بابت ها بی خیال است.. گاهی که چیزی نوشته ام و مانده ام که چگونه سر وته مطلب را بهم بیاورم نوشته را فرستاده ام برای علی، او هم لطف می کند و بدون اینکه ما را توی صف انتظار بگذارد ( شاید به خاطر سن و سالمان که زود خسته می شویم) بدقت مطلبم را میخواند و بسرعت پسش می فرستد با حک و اصلاح و معمولأ چند پیشنهاد... و این همه را با مهربانی و شوق و شوری کودکانه و جدیتی شگفت انگیز ربط و ضبط می کند که آدمی نمی تواند دوستش نداشته باشد. من از خوانندگان ثابت وبلاگ نامه های ایرونی هستم و کامنت هایش را هم میخوانم، گاهی دیده ام برایش می نویسند، " بابا چرا نمیایی به من سر بزنی ما آپدیت کردیم". بهتر نیست برای علی بنویسیم و نظرش را در مورد نوشته جدیدمان بپرسیم ، قول می دهم کامنت علی که از زاویه های مختلف به یک نوشته نگاه می کند برای وبلاگ نویس جوانی که دل به نوشتن داده است سودمند خواهد بود. اتفاقأ نود و نه درصد خوانندگان نامه های ایرونی را جوانان زیر سی سال تشکیل می دهند که خیلیشان دانشجو هستند و از این امکانی که هست رک و راست بگویم بخوبی استفاده نمی کنند. تکرار می کنم نسل من از داشتن چنین امکاناتی محروم بود راستی مگر چندتا امثال علی اوحدی را در جنگل وبلاگستان داریم؟ نوشته‌ام را با نامه‌ای به پایان می‌برم که او پس از پذیرفتن خواهش من برای معرفی کارهایش، در آن‌موقع برایم فرستاد.

اسد جان

حالا که نشستم عنوان ها را بنویسم معلوم شد که عنوان یکی از کتاب ها به درستی در خاطرم نمانده، کون و پیزی اش را هم ندارم که این وقت شب به زیرزمین بروم و کتاب را از زیر آوارها خاک و کارتن پیدا کنم. (این هم یکی از تجلیات غربت که جای کتاب در انباری ست و انباری هم "چون خرما بر نخیل". بهر رو، اسمش هست "نگاهی به ادبیات معاصر دری" (در مورد ادبیات معاصر افغانستان) یا "فرازهایی از ادبیات معاصر دری" یا چیزی شبیه به این. البته وقتی این کتاب مستطاب در آمد هیچ کس، یعنی هیچ کس هنوز در مورد افغانستان ننوشته بود. کتابی هم دارم که ترجمه ی دو نمایش نامه ی "کلیفورد اودتس" نمایشنامه نویس آمریکایی در دهه های بیست و سی و چهل میلادی ست، با معرفی نویسنده و آثار دیگرش و مطلبی هم در مورد نمایش نامه نویسان چپول در آمریکا و ... یک مجموعه ی داستان کوتاه هم به نام "هزار و دومین شب" دارم که منتخبی ست از قصه هایی که نوشته بوده بودم پیش از نزول اجلالم به شاهنشاهی دانمارک. چندتایی از آن داستان ها در مجلات دوران طاغوت مثل تماشا، نگین، هفت هنر و غیره چاپ شده بوده بود و یکی دوتایش هم یک بار در فصل کتاب لندنی و نامه ی کانون نویسندگان ایران در تبعید چاپیده شده بود که والا خودمان که به چشم خودمان ندیدیم، دیگران گفتند، ما هم باور کردیم. داستان ها و مقالات و مطالبی هم بوده است که یا به فارسی در نشریات برون و درون مرزی در آمده یا به انگلیسی و دانمارکی و سوئدی (زبان های یاجوج و ماجوج) اینجا و آنجا چاپ شده که تازگی ها دارم برخی شان را به فارسی بر می گردانم و چند تایش را در "اخبار روز" و "ایران امروز" و اینها دیده ای و خوانده ای.

همین، کوتاه بیا برادر

وهومن یارت


پانویس : باور کنید این علی گاهی مثل این جوانهای شانزده هفده ساله چنان پر انرژی و شوریده می شود که آدم شاخ در می آورد، همین چند روزی که وبلاگم را بستند، اول توسط علی تلفنی با خبر شدم و بعد این مرد بزرگوار تا می توانسته خبر را در صفحه نظر خواهی وبلاگ ها گذاشته نه بخاطر دفاع از من که دفاع از حق بیان است و روز بعد هم نوشته زیبای حرف تو حرف را ازش می خوانیم.

::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 06:32 :::

LINK  | Comment 17
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: samira

Saturday, January 8, 2005 ساعت 01:10

سلام! ببين اسد خان! يكي از بزرگترين لطف هايي كه كردي ها! همين معرفي عل اقا اوحدي بود! يعني روزي هزار بار برات دعا ميكنم! و در ضمن! حق داري به ما جوونها حسودي كني!....... من هم اگه ميديدم نسلهاي بعد از من كساني رو دارن مثل علي اقا... اسد خان..... حتما بهشون حسوديم ميشد.... ولي خودمونيم منم الان به شما حسوديم ميشه! اخه اين انصافه كه شما يه دوست به اين خوبي بغل دستت داشته باشي؟ هان.؟ انصافه؟

 URL:  http://samira5.persianblog.com


 نويسنده: سفر شب

Friday, January 7, 2005 ساعت 12:05

اسداله خان نفست گرم و دلت خوش باد . اينجانب بايد وبلاگ هاي خواندني را از اين صفحه پيدا كنم انگار......

 URL:  http://www.sefreshab.blogfa.com


 نويسنده: سیامک فرید

Friday, January 7, 2005 ساعت 02:30

مثل اینکه نشد.


 نويسنده: siamak frid

Friday, January 7, 2005 ساعت 02:28

اسداله علیمحمدی

--------------------------------------------------------------------------------

آرشيو مطالب

1/10/1383-30/10/1383
1/9/1383-30/9/1383
1/8/1383-30/8/1383
1/7/1383-30/7/1383
1/6/1383-31/6/1383
1/5/1383-31/5/1383
1/4/1383-31/4/1383
1/3/1383-31/3/1383


--------------------------------------------------------------------------------

بازگشت به صفحه اصلی

اسدجان اين هم آرشیوت که برات پیداش کردم.اگر اینجوری نشد بگو تا برات ای میل کنم

 URL:  http://www.belgiran.persianblog.com


 نويسنده: خسرو

Thursday, January 6, 2005 ساعت 12:53

سلام
معرفي بسيار شيوايي بود... ممنون
ما هم هستيم ... ما را هم در يابيد
در انتظارت مي مانم

 URL:  http://www.parandekhis.persianblog.com


 نويسنده: man

Wednesday, January 5, 2005 ساعت 12:08

نامه های ایرونی مدتهاست که دوست دوست داشتنی ماهست.منتها ازانها که هم من کم برایشان کامنت میگذارم و هم ایشان(چون عموما بصورت افلاین میخوانم )ولی تابحال اینطور نمیشناختمش.

 URL:  http://yaraghan.persianblog.com


 نويسنده: قصه شاه پریون

Wednesday, January 5, 2005 ساعت 12:03

آقای اوحدی اینهمه طرفدار داشته و ما نمی دونستیم .... بابا ایول

 URL:  http://baran59.persianblog.com


 نويسنده: ایران طنین

Wednesday, January 5, 2005 ساعت 09:17

سلام عمو اسد خوبی شما. عمو علی چطوره سلام بهش برسون واقعاٌ علی اوحدی کارش بیسته و همیشه به من سر می زنه و برای تمام مطالبم نظر می نویسه که هر کدومش خوندنیه . بله این علی اقا هم نگین گرانبهایی در دنیای وبلاگ نویسان است که نثر روان و خواندنی نیز دارد برایش ارزوی موفقیت می کنم.آمیدوارم که خدا هر دوی شما را سلامت نگه دارد و دوستی یتان پاینده باد ما را نیز فراموش نکنید.
جواد از ایران طنین

 URL:  http://www.irantanin.persianblog.com


 نويسنده: rozz

Wednesday, January 5, 2005 ساعت 03:18

man ke khodam ishoono mishnasam, ama aslan dar bazi mavared rok nisttttttttt(ghabele tavajohe khodeshoon


 نويسنده: maryam

Wednesday, January 5, 2005 ساعت 03:11

سلام.بلاخره توي اين وبلاگ گرديها يه جايي واسه خوندن حرفهاي قشنگ پيدا کرديم.از آشنايي با شما و علي آقا خوشحالم

 URL:  http://darya59maryam.persianblog.com


 نويسنده: پيمان

Wednesday, January 5, 2005 ساعت 02:26

باید هم از علی اوحدی بزرگ مردی چون اسد علی محمدی تعریف کنه والا ما را چه به این حرفها . امیدوارم دوستیتان همیشه مستدام و سلامتیتان همیشگی باشد

 URL:  http://mojepishro.persianblog.com


 نويسنده: بهرنگ

Wednesday, January 5, 2005 ساعت 02:02

ممنونم از اينكه آقاي اوحدي را معرفي كردي
اين جور مطالب به دل مي نشينه ... من كه هميشه با اين انجمن هاي به ظاهر ادبي مشكل دارم.
اميدوارم بتونم از شما و دوستانتون استفاده هاي بهينه كنم.
دوستت دارم ... برم خدمت آقاي اوحدي
دايي جان مي بوسمت

 URL:  http://www.barbodebaba.persianblog.com


 نويسنده: شهلا

Tuesday, January 4, 2005 ساعت 11:47

اسد جان خیلی قشنگ دوستت را مئنی کردی
ولی راست میگی ایشون جناب علی آقای اوحدی
بسیار زیبا و دلنشین و بی پرده
می نگارند .......

 URL:  http://www.21mehr.com


 نويسنده: علی

Tuesday, January 4, 2005 ساعت 10:12

آقا من هم این آقا را دیدم / وبلاگ شما را خوانده بود / داشت می رفت کاندید ریاست جمهوری بشه / گفت اگر انتخابات "واقعا" آزاد باشه / بقیه ی کاندیداها هم مثل من / یکی دو تا رای بیشتر نمی آورند./ بشرطی که شورای نگهبان / صلاحیت این اسدالله خان و سگش بیلی را برای رای دادن تایید کند.

 URL:  http://www.iruniha.persianblog.com


 نويسنده: حميد

Tuesday, January 4, 2005 ساعت 09:20

عمو اسد! داشتيم؟ حالا ديگه آدرس عوضي به ما مي دي؟ما نامحرم شديم؟ اگه به بهرنگ سر نمي زدم پاك گمتون كرده بودم.....عمو علي كه محشره...يعني جفتتون....خدا شماها رو براي همه مون نگهداره..

 URL:  http://farasoo0.persianblog.com


 نويسنده: بارانی

Tuesday, January 4, 2005 ساعت 08:32

ما هم گاه گداری میریم سراغش .مستفیض میشیم .خیلی روان مینویسه و دوست داشتنی. خدا شما دو تا رو مهربونترتون کنه به همدیگه. اتفاقا من کامنت ایشون رو تو وبلاگه الهه مهر خواندم و به بعضیا اطلاع دادم.در مورد بسته شدن وبلاگه شما .سلام

 URL:  http://baraani.blogspot.com


 نويسنده: one blogger | یک بلاگر

Tuesday, January 4, 2005 ساعت 07:48

گرچه من زمان زیادی نیست که با نوشته های جناب اوحدی(یاد اون شاعر معروف می افتم) آشنا شده ام ولی شیفته زنده نویسی و رندی این دوست عزیز شده ام.

 URL:  http://1blogger.com




Copyright © 2005, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.