<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>بیلی و من</title>
      <link>http://mebaily.com/</link>
      <description>یاداشت‌های بیلی و اسدالله علیمحمدی</description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2008</copyright>
      <lastBuildDate>Sat, 02 Aug 2008 23:36:09 +0100</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>NO WAR</title>
         <description><![CDATA[<P><IMG height=480 alt=NO%20WAR.JPG src="http://mebaily.com/NO%20WAR.JPG" width=640></P>
<P>&nbsp;</P>
<P>لطفا رفتار حکومت جمهوری اسلامی را به حساب مردم ایران واریز نکنید. حمله به ایران یعنی کمک به طالبان و&nbsp;سرکوب مبارزات&nbsp;مسالمت‌آمیز ملت برای دستیابی به دموکراسی و حقوق بشر!</P>]]></description>
         <link>http://mebaily.com/2008/08/no_war.html</link>
         <guid>http://mebaily.com/2008/08/no_war.html</guid>
        
        
         <pubDate>Sat, 02 Aug 2008 23:36:09 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ســــنجاقـک</title>
         <description><![CDATA[<P align=center><IMG height=336 alt=Deagonfly.jpg src="http://mebaily.com/Deagonfly.jpg" width=448></P>
<P> </P>
<P>&nbsp;</P>
<P>&nbsp;</P>
<P>عکس را&nbsp;با لپ‌تاب، و وبکم Logitech گرفته‌ام. در ضمن بلاگ تی‌وی (blog TV) بیلی و من بزودی روی&nbsp;آنتن می‌رود. منتظر نخستین برنامه باشید. اینهم آگهی برای خودمان!</P>]]></description>
         <link>http://mebaily.com/2008/08/post_257.html</link>
         <guid>http://mebaily.com/2008/08/post_257.html</guid>
        
        
         <pubDate>Fri, 01 Aug 2008 02:15:21 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>غروب، از دریچه‌ی باغچه‌ی کوچک بیلی و من!</title>
         <description><![CDATA[<P align=center><IMG height=336 alt=sol%20ned%20gang%20i%20Br%C3%B8ndby.jpg src="http://mebaily.com/sol%20ned%20gang%20i%20Br%C3%B8ndby.jpg" width=448></P> توجه! همه عکسهایی را که تاکنون دیده‌اید، با لپ‌تاب و وبکم گرفته‌ام. قبلی‌ها بدون تاریخ بود. از این به بعد تاریخ و ساعت را هم ثبت می‌کنم.]]></description>
         <link>http://mebaily.com/2008/07/post_252.html</link>
         <guid>http://mebaily.com/2008/07/post_252.html</guid>
        
        
         <pubDate>Wed, 30 Jul 2008 21:54:00 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>باغچه کوچک بیلی و من در طبقه ششم یک ساختمان ۱۶ طبقه</title>
         <description><![CDATA[<P align=center><IMG height=281 alt=teras.jpg src="http://mebaily.com/teras.jpg" width=448></P> ]]></description>
         <link>http://mebaily.com/2008/07/post_253.html</link>
         <guid>http://mebaily.com/2008/07/post_253.html</guid>
        
        
         <pubDate>Mon, 28 Jul 2008 19:34:46 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بیلی و من در حال تماشای فوتبال</title>
         <description><![CDATA[<P align=center><IMG height=399 alt=sport2.jpg src="http://mebaily.com/sport2.jpg" width=477></P> ]]></description>
         <link>http://mebaily.com/2008/07/post_254.html</link>
         <guid>http://mebaily.com/2008/07/post_254.html</guid>
        
        
         <pubDate>Fri, 25 Jul 2008 12:39:48 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>گوشه‌ای از اتاق نشیمن بیلی و من</title>
         <description><![CDATA[<img alt="Baily%20and%20me%20living%20room.jpg" src="http://mebaily.com/Baily%20and%20me%20living%20room.jpg" width="640" height="480" />
]]></description>
         <link>http://mebaily.com/2008/07/post_251.html</link>
         <guid>http://mebaily.com/2008/07/post_251.html</guid>
        
        
         <pubDate>Wed, 23 Jul 2008 11:27:35 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سه‌تار زنده یاد احمد عبادی</title>
         <description><![CDATA[<P align=center>
<OBJECT height=344 width=425><PARAM NAME="movie" VALUE="http://www.youtube.com/v/wPbFOhpn9XE&amp;hl=en&amp;fs=1&amp;color1=0xe1600f&amp;color2=0xfebd01"><PARAM NAME="allowFullScreen" VALUE="true">
<embed src="http://www.youtube.com/v/wPbFOhpn9XE&hl=en&fs=1&color1=0xe1600f&color2=0xfebd01" type="application/x-shockwave-flash" allowfullscreen="true" width="425" height="344"></embed></OBJECT></P>]]></description>
         <link>http://mebaily.com/2008/07/post_250.html</link>
         <guid>http://mebaily.com/2008/07/post_250.html</guid>
        
        
         <pubDate>Mon, 21 Jul 2008 20:53:22 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>احتمالا بیلی، در این حالت به انرژی هسته‌ای فکر می‌کند!</title>
         <description><![CDATA[<img alt="baily%20and%20dream.jpg" src="http://mebaily.com/baily%20and%20dream.jpg" width="640" height="480" />
]]></description>
         <link>http://mebaily.com/2008/07/post_249.html</link>
         <guid>http://mebaily.com/2008/07/post_249.html</guid>
        
        
         <pubDate>Wed, 16 Jul 2008 22:49:16 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بیلی و یک چرت تابستانی</title>
         <description><![CDATA[<img alt="Baily.jpg" src="http://mebaily.com/Baily.jpg" width="640" height="480" />
]]></description>
         <link>http://mebaily.com/2008/07/post_248.html</link>
         <guid>http://mebaily.com/2008/07/post_248.html</guid>
        
        
         <pubDate>Mon, 14 Jul 2008 19:41:02 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>فرزندان خلف</title>
         <description><![CDATA[<P>واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند</P>
<P>چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند!</P>
<P>برملا شدن فسادی&nbsp;که اخیرا در حکومت مدعی اخلاق اتفاق افتاده است نه اولین بار&nbsp;است و نه آخرین! تازه آنچه این روزها از پرده برون افتاد بخش کوچکی است که از دستشان در رفت. وای بروزی که پرونده سیاه حکومت اسلامی&nbsp;را تاریخ برای نسلهای بعدی بگشاید. اصولا&nbsp;یکی از ویژه‌گی‌های رژیم‌های استبدادی و ایدئولوژیک ایجاد فضایی برای&nbsp;جذب نیروهای فرصت‌طلب و نوکرمنش است. چرا که آنها با&nbsp;تصفیه نیروهای مستقل، منتقد، متخصص&nbsp;و کاردان تنها کسانی را به خدمت می‌گیرند که ستایشگر بی‌چون و چرای رهبر و اندیشه‌اش باشند. نمونه آن را می‌توان در روسیه دوران استالین، کوبای فیدل کاسترو و رهبران ریز و درشت&nbsp;حکومت‌های سابق&nbsp;اروپای شرقی دید. پروژه تصفیه و جذب&nbsp;عناصر&nbsp;فرصت‌طلب و بقول خودشان مکتبی&nbsp;در همان روزهای اول انقلاب آغاز شد. نسل من شاهد است که چگونه افرادی با شعار «حزب فقط حزب‌الله، رهبر فقط روح‌الله» با قمه، زنجیر، چاقو و پنجه‌بوکس احتماع مسالمت آمیز گروههای سیاسی&nbsp;را به خاک و خون می‌کشیدند. کتابفروشی‌ها را آتش می‌زدند. به صورت زنان به اصطلاح بی‌حجاب اسید می‌پاشیدند&nbsp;و حتا دست به ترور می‌زدند. من خود شاهد بودم که چگونه حزب‌الله&nbsp;( مردم آنروزها به حزب‌الله&nbsp;فالانژ می‌گفتند)&nbsp;مصطفی بختی&nbsp;از اعضای حزب توده و کاندیدای نمایندگی دوره اول مجلس در&nbsp;خرم‌آباد&nbsp;را جلوی خانه‌اش به گلوله بستند. زمان ترور، او بیست و جندسال بیشتر نداشت. بعدها&nbsp;حکومت اسلامی،&nbsp;تمام پست‌های حساس را بین فالانژها تقسیم کرد. آنها را به دانشگاه فرستاد و خیلی‌هاشان بدون آنکه لیاقتش را داشته باشند امروز&nbsp;عنوان استاد و دکتر را یدک می‌کشند. به همین‌خاطر است که&nbsp;واژه استاد&nbsp;از معنای واقعی تهی شده و بیشتر به&nbsp;دشنامی&nbsp;می‌ماند تا&nbsp;یک عنوان آکادمیک! تصادفی نیست که دکتر محمد ملکی در یادداشت <A href="http://www.roozonline.com/archives/2008/06/post_7919.php">اخیرش</A> می‌نویسد: «من که همیشه افتخارم استادیِ دانشگاه بود، غمگینانه باید بگویم دیگر استادی دانشگاه برایم افتخاری نیست و تا و ضع چنین است من استاد دانشگاه نیستم».</P>
<P>نتیجه آنکه نباید از&nbsp;افشاگری‌های عباس پالیزار، نماز جماعت خواندن سرداری با زنان لخت و تعرض حسن مددی استاد و معاون&nbsp;دانشگاه به یک دانشجو شگفت‌زده شد. این‌ها فرزندان و تولیدات خلف&nbsp;همین حکومت‌اند. </P>
<P>&nbsp;</P>
<P>&nbsp;</P>]]></description>
         <link>http://mebaily.com/2008/06/post_247.html</link>
         <guid>http://mebaily.com/2008/06/post_247.html</guid>
        
        
         <pubDate>Thu, 19 Jun 2008 11:01:00 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>یک آگهی</title>
         <description><![CDATA[<P><STRONG>&nbsp;آمـــــوزش سه‌تار همراه با نت‌خوانی&nbsp;برای بزرگسالان (کپنهاگ و حومه)&nbsp;</STRONG></P>
<P><STRONG>&nbsp;در این کلاسها&nbsp;علاوه بر آموزش سه‌تار و نت، بخشی هم به شعرخوانی، بررسی برخی از اوزان عروضی شعر فارسی&nbsp;و ارتباط آن با موسیقی ایرانی اختصاص دارد. علاقه‌مندان می‌توانند برای کسب&nbsp;اطلاع بیشتر با تلفن ۲۲۳۸۸۵۰۱&nbsp;تماس بگیرند. این&nbsp;کلاسها&nbsp;فعلا هفته‌ای یکبار در&nbsp;روزهای یکشنبه برگزار می‌شود. در صورت افزایش تعداد هنرجویان، می‌توان کلاسها را بین&nbsp;روزهای مختلف هفته تقسیم کرد.</STRONG></P>
<P><STRONG>تلفن:&nbsp;۰۱ ۸۵ ۳۸ ۲۲&nbsp;&nbsp;</STRONG></P>
<P><STRONG>ایمیل: </STRONG><A href="mailto:assada@gmail.com"><STRONG>assada@gmail.com</STRONG></A></P>]]></description>
         <link>http://mebaily.com/2008/05/post_246.html</link>
         <guid>http://mebaily.com/2008/05/post_246.html</guid>
        
        
         <pubDate>Wed, 21 May 2008 09:44:07 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>پاسخ به یک خواننده</title>
         <description><![CDATA[<P>یکی از خوانندگان وبلاگم در کامنتی از من خواسته است بجای پرداختن به سیاست، بیشتر از دانمارک بنویسم. در پاسخ این خواننده باید عرض کنم اصولا من برای نوشتن در وبلاگم هیچگاه برنامه‌ریزی نکرده‌ام. مثلا بگویم در باره فلان موضوع بنویسم و چند روزی روی آن کار کنم. معمولا نوشتن برایم اتفاقی است، چیزی به ذهنم می‌رسد همانموقع می‌نویسم و شاید نوشتنم تا زمان انتشار آن در مجموع به یکساعت هم نرسد بجز&nbsp;گفتگو‌هایم با بلاگرها&nbsp; که خیلی وقت می‌برد. و این از ویژه‌گی‌های وبلاگ است که خیلی دوست دارم.&nbsp;با اینحال اگر این دوست به آرشیوم نگاه کند می‌بیند که پر از مطالب متنوع است از جمله در مورد همین دانمارک هم یادداشتهایی دارم. اگر این دوست و دیگران می‌خواهند در مورد دانمارک بیشتر بدانند به این<A href="http://www.nyidanmark.dk/fa-IR/Medborger_i_danmark_fa_ir/velkommen_fa_ir/velkommen.htm"> سایت</A> مراجعه کنند.</P>]]></description>
         <link>http://mebaily.com/2008/05/post_244.html</link>
         <guid>http://mebaily.com/2008/05/post_244.html</guid>
        
        
         <pubDate>Mon, 05 May 2008 07:49:28 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title> بلاگ‌نیوز (۳)</title>
         <description><![CDATA[<P>یکی از اهداف ما&nbsp;این است می‌خواهیم مطالبی را که در بلاگ‌نیوز منتشر می‌کنیم خوانده شود و گرنه می‌شود روزی صدتا لینک داد. در عین‌حال ما خودمان را با بالاتر و دنباله و دیگر لینکده‌ها مقایسه نمی‌کنیم. بلاگ‌نیوز یک نشریه آنلاین اینترنتی است که خود را&nbsp;متعلق به وبلاگستان می‌داند. همکاران ما در وبگردی، اگر مطلب جالبی دیدند آنرا منتشر می‌کنند. یکی از ایرادات من به برخی از همکاران بلاگ‌نیوز این است که دوستان بخشی از نوشته‌‌ی وبلاگ یا سایتی&nbsp;را کپی می‌کنند و در بلاگ‌نیوز می‌گذارند. به نظرمن چنین لینکی فاقد کیفیت است یا بعبارتی فاقد روح است. حال آنکه اگر همکاران ما وقتی مطلبی را منتشر می‌کنند بجای کپی،&nbsp;نقد و نظر و نگاه خودشان را در مثلا حداکثر ده&nbsp;سطر یا کمتر بنویسند کار کیفیت دیگری پیدا می‌کند. از دیگر هدف‌های ما معرفی وبلاگ‌هاست.&nbsp;اما باید توجه کرد اگر همکاری می‌خواهد وبلاگی را معرفی کند باید کمی وقت بگذارد و دستکم نگاهی به آرشیو&nbsp;آن بیندازد. اینکه در معرفی وبلاگی بنویسیم: «دیروز این وبلاگ را دیدم خیلی جالبه شما هم ببینید» نه کمکی به خواننده کرده‌ایم نه در واقع آن وبلاگ را معرفی!</P>
<P>همچنان که گفتم ما خود را متعلق به وبلاگستان می‌دانیم و انتشار مطالب وبلاگ‌ها برای ما ارجحیت دارد با توجه به اینکه ۹۰ درصد خوانندگان بلاگ‌نیوز بلاگر هستند.&nbsp;گاهی شده بلاگری&nbsp;پستی نوشته و علاقه‌مند است تا تعداد بیشتری مطلبش را بخوانند اما راه و چاه کار را یا نمی‌داند یا اگر هم می‌داند درست&nbsp;عمل نمی‌کند و مطلبش را به آدرس خصوصی من می‌فرستد. ما در بلاگ‌نیوز «<A href="http://1.blognews.name/?do=contact">صفحه تماس با ما</A>» داریم که امکانات خوبی هم دارد از جمله کیبورد فارسی، بلاگری که می‌خواهد مطلبی برای ما بفرستد بهتر است وارد این صفحه شود و لینک مطلب را&nbsp;با توضیحی کوتاه ایمیل کند. حسن این کار آن است که&nbsp;غیر از من دوستان دیگر هم این ایمیل را دریافت می‌کنند و شانس انتشار مطلب بیشتر می‌شود.&nbsp;باید توجه داشت مثل همه نشریات دنیا&nbsp; ما الزامی در انتشار حتمی مطلب شما نداریم. برای حسن ختام، نمونه‌ای&nbsp;از ایمیل&nbsp;دو بلاگر را&nbsp;که برای ما مطلب فرستاده‌اند می‌آورم. قضاوت در این مورد هم بعهده شما.</P>
<P>۱) بلاگر به ایمیل شخصی من لینک مطلبش را فرستاده&nbsp;است و بالای لینک به فینگلیسی نوشته است: «&nbsp;dar blog news behlinkeid»&nbsp;در بلاگ‌نیوز بلینکید. این یک نمونه، نمی‌دانم واکنش شما چه خواهد بود؟&nbsp;</P>
<P>&nbsp;</P>
<P>۲) نمونه دوم بلاگر از طریق صفحه تماس&nbsp;با ما لینک مطلبش را همراه با این متن فرستاده است.</P>
<P>با سلام و خسته نباشید</P>
<P>مطلب تازه‌ای&nbsp;در&nbsp;(نام وبلاگ) با عنوان&nbsp;(عنوان&nbsp;نوشته) نوشته‌ام. اگر&nbsp;حوصله و وقت کردید نگاهی به آن بیندازید. در صورت پسند در بلاگ‌نیوز منتشر کنید.</P>
<P>باسپاس (نام بلاگر)</P>
<P>تفاوت فرهنگی در این دو نوشته کاملا محسوس است و اگر ما مطلب را هم منتشر نکنیم حتما به ایمیل ایشان پاسخ داده و از او تشکر خواهیم کرد.</P>
<P>باز هم در این مورد خواهم نوشت</P>
<P>&nbsp;</P>
<P>در همین مایه:</P>
<P><A href="http://mebaily.com/2007/11/post_221.html">بلاگ‌نیوز&nbsp;(۲)</A> / <A href="http://mebaily.com/2007/07/post_213.html">بیانیه‌ی شورای سردبیری بلاگ‌نیوز</A> / <A href="http://mebaily.com/2007/01/post_204.html">بلاگ‌نیوز (۱)</A> / <A href="http://mebaily.com/2006/08/post_183.html">آینده بلاگ‌نیوز</A> / <A href="http://mebaily.com/2006/05/post_164.html#comments">هنر لینک دادن</A> / <A href="http://mebaily.com/2006/05/post_161.html">بلاگ‌نیوز فیلتر شد</A> / </P>
<P>&nbsp;</P>]]></description>
         <link>http://mebaily.com/2008/04/post_245.html</link>
         <guid>http://mebaily.com/2008/04/post_245.html</guid>
        
        
         <pubDate>Tue, 29 Apr 2008 11:07:20 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بیلی دیگر آن بیلی نیست</title>
         <description><![CDATA[<P>از وقتی که بیلی <A href="http://mebaily.com/2008/03/post_237.html">عروسی</A> کرد با یک چرخش ۱۸۰ درجه‌ای خُلق و خوی‌اش عوض شد. اگر می‌دانستم اینطور می‌شود گردنم بشکند اگر می‌گذاشتم با <A href="http://www.dk-toys.dk/hvalpe/">لاکی</A> عروسی کند. از اخلاقیات تازه‌ی حضرتش این است که&nbsp;بنده را اصلا تحویل نمی‌گیرد و داخل آدم ببخشید سگ بحساب نمی‌آورد. مثلا گاهی جوری به من نگاه می‌کند از&nbsp;نوع نگاه‌های عاقل اندر سفیه که می‌گوید: « بی‌عرضه من با این قد و قواره‌ام زن گرفتم، تو هنوز اندر خم یک کوچه‌ای، کارت شده ساز زدن و پشت مانیتور نشستن این که نشد زندگی» و&nbsp; تا می‌خواهم چیزی بگویم قیافه‌ی متاهل‌ها را بخودش می‌گیرد و می‌گوید: «من حوصله جر و بحث&nbsp;با آدم‌های شلخته و مجرد را ندارم».</P>
<P>قبل از عروسی، هر روز با هم توپ‌بازی می‌کردیم. تویش را می‌آورد، من پرت می‌کردم او&nbsp; هم مثل جت می‌دوید و آنرا با دندانهای کوچکش می‌گرفت و&nbsp;توی دستم می‌گذاشت تا مجددا پرتش کنم، این بازی را آنقدر ادامه می‌دادیم تا هر دو خسته می‌شدیم. معمولا این بیلی بود که همیشه پیش‌قدم می‌شد. از شما چه&nbsp;پنهان این بازی برای هردوی ما ورزش بود بویژه من کم تحرک. حالا بنده توپ را می‌آورم و از او خواهش می‌کنم آقا بیلی بیا بازی کنیم، بی‌اعتنا رویش را بر می‌گرداند که یعنی فلانی این کارها «مال بچه‌هاست، گذشت آن دوران»! باور کنید عین حقیقت است. دوستانی هم&nbsp;که بیلی را می‌شناسند متوجه تغییرات ایشان شده‌اند. مثلا روزهای یکشنبه&nbsp;با تنی&nbsp;چند از دوستان برنامه ثابتی داریم. موسیقی کار می‌کنیم و ساز می‌زنیم. قبلا هر کدامشان زنگ در را می‌زدند بیلی زودتر از من&nbsp;به استقبال‌شان می‌رفت و کلی با آنها&nbsp;خوش و بش می‌کرد. بعد از احوال‌پرسی،&nbsp;فوری توپش را برای بازی می‌آورد و&nbsp;تا آنها را خسته نمی‌کرد دست بردار نبود. و اما&nbsp;حالا بیا و ببین انگار نه انگار ما روزهای یکشنبه مهمان داریم. ممد می‌گفت:&nbsp;« فلانی چی شده بیلی اصلا تحویلمان نمی‌گیره»! می‌گویم:«&nbsp;عوارض ازدواج است ممدجان»!&nbsp;</P>
<P>&nbsp;از اینها گذشته یکی از بدترین رفتارهای&nbsp;جدیدش که بشدت عصبی‌ام می‌کند این است که می‌خواهد همه تصمیم‌ها را او بگیرد. کی بیرون برویم، کی شام بخوریم، کی تلویزیون تماشا کنیم، کی بخوابیم و... تا اعتراض هم می‌کنم دندانهای نیشش را نشانم می‌دهد و از ته گلو صدایی در می‌آورد که موی بدن آدم سیخ می‌شود. دیروز چنان از دستش کلافه شده بودم که گوشش را&nbsp;گرفتم و&nbsp;در حالی که صدایم از خشم می‌لرزید داد زدم: « من نمی‌فهم تو سگ منی یا من سگ تو»؟‌‌&nbsp;</P>
<P align=center>&nbsp;<IMG height=311 alt=baily%20va%20man1.jpg src="http://mebaily.com/baily%20va%20man1.jpg" width=235></P>
<P>در همین مایه:</P>
<P>&nbsp;</P>
<P align=right><A href="http://mebaily.com/2008/03/post_237.html">عروسی</A>/ <A href="http://mebaily.com/2008/02/post_230.html">پنج سال گذشت</A>&nbsp;/ <A href="http://mebaily.com/2008/01/post_228.html">بیلی و انتخابات </A>/ <A href="http://mebaily.com/2006/10/post_193.html">پدر سوخته آقا بیلی!</A> / <A href="http://mebaily.com/2006/08/post_177.html">گفتگوی بیلی با من</A> / </P>
<P align=right><A href="http://mebaily.com/2005/12/post_113.html">&nbsp;بیلی و کریسمس</A> / <A href="http://mebaily.com/2005/02/post_22.html">بیلی و تجربه‌های برفی</A> / <A href="http://mebaily.com/2005/02/post_16.html">تولدت مبارک</A> / <A href="http://mebaily.com/2005/01/post_8.html">عذزخواهی از بیلی</A> /</P>
<P align=right>&nbsp;</P>]]></description>
         <link>http://mebaily.com/2008/04/post_243.html</link>
         <guid>http://mebaily.com/2008/04/post_243.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">بیلی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 25 Apr 2008 09:57:42 +0100</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مافیای نظام(۱)</title>
         <description><![CDATA[<P>هیچ توجه کرده‌اید در این مملکت اسلامی هر رییس جمهوری که انتصاب می‌شود بعد از مدتی شروع می‌کند به&nbsp;آه و ناله که کسانی چوب لای چرخ برنامه‌های مردمی‌اش می‌گذارند و کارشکنی می‌کنند. آه و ناله‌های خاتمی که یادتان هست. آنقدر از ایجاد بحران برای دولتش گفت و گفت تا مردم&nbsp; کلی جوک با مزه برایش ساختند&nbsp;و حالا نوبت به احمدی‌نژاد رسیده که سخن از کارشکنی&nbsp;مافیا می‌زند. خنده دار است که هیچکدام هم نامی از جماعت سنگ‌انداز نمی‌برند. حالا که احمدی نژاد جرات افشای مافیا را ندارد ما تصمیم گرفتیم بخاطر خلق خدا و رییس‌جمهور فعلی و قبلی و آینده این مافیا را معرفی کنیم.</P>
<P>عرض کنم&nbsp;این مافیا که نامش «مافیای نظام» است&nbsp;مثل مافیای ایتالیا و اخیرا روسی یک پدرخوانده دارد که در راس امور است. پدر خوانده مافیا برای سهولت کار، ارگانهایی دارد که وظایف مشخصی دارند عین همه مافیاها. یکی از این ارگانهای مافیای نظام، شورای نگهبان است که باید هر چهار سال یکبار از میان اعضای مافیا یکنفر را بعنوان رییس‌جمهور انتخاب کند که گوش بفرمان پدر خوانده و مورد اعتماد او&nbsp;باشد. یکی از سخت‌ترین کارهای شورای نگهبان همین انتخاب رییس‌جمهور است که در واقع رییس امورمالی و &nbsp;درآمد مافیای نظام&nbsp;است. وظیفه این آدم کسب درآمد و تقسیم آن بین ارگانهای مافیای نظام و&nbsp;پدرخوانده است.&nbsp;توجه می‌کنید که چه پست حساسی است. گاهی اتفاق می‌افتد که رییس‌جمهور در موقع تقسیم پول بین ارگانهای مافیای نظام سهوا یا عمدا اشتباه می‌کند و به یکی زیاد می‌دهد و به دیگری کم! همین کار باعث می‌شود صدای ارگانهایی که کمتر گرفته‌اند در بیاید و&nbsp; پیش پدر خوانده چغلی&nbsp;مسئول مالی که همان رییس‌جمهور باشد&nbsp;را بکنند. اگر پدر خوانده توانست قضیه را راست و ریست کند که هیچ! جریان مختومه خواهد شد و اگر نتوانست که مثل مافیای ایتالیا که فیلم‌هایش را هم دیده‌ایم می‌افتند بجان هم! عین&nbsp;همین کشت و کشتاری که بین حداد و محمود اتفاق افتاد.</P>
<P>چون نمی‌خواهم مطلب دراز شود در پست‌های بعدی ارگانهای دیگر «مافیای نظام» را معرفی خواهم کرد.</P>
<P>&nbsp;</P>]]></description>
         <link>http://mebaily.com/2008/04/post_242.html</link>
         <guid>http://mebaily.com/2008/04/post_242.html</guid>
        
        
         <pubDate>Wed, 23 Apr 2008 11:17:44 +0100</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
