فیسبوک و وبلاگ


در پست قبلی نوشتم که از این به بعد بجای وبلاگم اینجا می نویسم. واقعیت آن است کسانی که سالها در وبلاگ نوشته اند دل کندن از آنرا سخت میکند. در عین حال کسانی که مینویسند دوست دارند خوانده شوند. به باور من در فیسبوک بیشتر خوانده میشوی تا در وبلاگ، نگاهی به آمار وبلاگها این حقیقت را تائید میکند. باری تصمیم دارم خاطرات دوران قدیم وبلاگستان را بنویسم، از یکطرف برای بلاگرهای قدیمی میتواند جالب و نوستالژیک باشد و هم برای کسانی که علاقه مندند تا در مورد ظرفیت دموکراتیک ایرانیان تحقیق کنند. برای اینکار جامعه کوچک وبلاگستان نمونه خوبی خواهد بود. چرا که برای اولین بار عده ای از ایرانیان تریبونی برای ابراز عقاید و نطراتشان داشتند و چگونه از آن استفاده بردند، حکایتی است که به مرور نقل خواهم کرد. در پایان آندسته از بلاگرهای قدیمی که هنوز این صفحه را اد نکرده اند! بشتابند!

Undervisning af Setar آموزش سه تار


Undervisning af Setar og Noder for voksne og Børn i København området. Ud over undervisning af Setar og noder undervises der i læsning af persisk .poesi  og persisk takter, som har indflydelse på persisk musikFor mere information kan jeg kontaktes på Mobil 22 38 85 01

آموزش سه تارهمراه با نت خوانی در دانمارک و بویژه در محدوده کپنهاک، هر روز هفته، برای اطلاع بیشتر میتوانید با تلفن 22388501  تماس بگیرد. E-mail: assada@gmail.com

 

من و فیسبوک


من فیسبوک را پدیده‌ای مثبت می‌دانم. یکی از اثرات مثبت آن، آشتی افراد زیادی با دنیای نت در سرتاسر دنیا که شاید قبلا نگاهی منفی به این جهان رنگارنگ داشتند و یا ترس از نزدیک شدن به کامپیوتر. من فیسبوک را دوست دارم چرا که توانسته‌ام برخی از دوستان قدیمی‌ام را چه در ایران و چه در کشورهای دیگر پیدا کنم. گذشته از این دوستان، حضور خواهرزاده‌ها و برادرزاده‌هایم که همگی جوان هستند و بسن و سال بچه‌هایم خودم در صفحه‌ام، شادمانم کرده است. با تمام نکات مثبت فیسبوک، من وقت زیادی برای دید و بازدید نمی‌گذارم و تلاش می‌کنم از آن استفاده سودمند ببرم در همین حد. بطورکلی در صفحه فیسبوکم  چهار نوع رفیق و دوست دارم که ضمن احترام به همگی شرح کوتاهی می‌دهم از رابطه‌ام با آنها و مطالبی که به اشتراک می‌گذارند.

گروه ۱) اقوام که همگی جوان هستند. مطالبی که می‌نویسند و یا به اشتراک می‌گذارند می‌بینم و می‌خوانم و به من کمک می‌کند تا حالات روحی و روانی آنها درشرایطی که زندگی می‌کنند دریابم.

گروه۲) دوستان قدیمی است که هم‌نسل و هم سن وسال: این دوستان تعدادشان به انگشتان دست هم نمی‌رسد و صدالبته آنچه می‌نویسند یا به اشتراک می‌گذارند پیگیری می‌کنم.

گروه ۳) دوستان بلاگر هستند که از طریق وبلاگ با هم آشنا شدیم. برخی را سعادت دیدار داشته‌ام و خیلی‌هاشان را تاکنون ندیده‌ام. این دوستان صفحه فیسبوکم را بسیار غنی کرده‌اند. نوشته‌ها و لینکهایی که می‌دهند خواندنی و مفید است و تقریبا از فیسبوک بخاطر سابقه‌ای که در وبلاگنویسی و وبگردی دارند خیلی درست استفاده می‌کنند و بقول معروف ندید بدید نیستند.

گروه ۴) کسانی هستند که خواسته‌اند با من دوست باشند و من هیچگونه سابقه دوستی یا آشنایی با آنها ندارم.

چه چیزهایی را نمی‌خوانم و یا حذف می‌کنم:

۱) عکسهای تکراری : این دوستان بجای اشتراک گذاشتن این عکسها می‌توانند آن صفحه را معرفی کنند و بنویسند این صفحه مثلا برای دوستانی که به طبیعت علاقه دارند عکسهای زیبایی دارد.

۲) نصیحت‌ها و شعارهای اخلاقی: اصلا حوصله خواندن این قبیل چیزها را ندارم و آنها را حذف می‌کنم.

۳) سخنان کوتاه بزرگان درهرحوزه‌ای: سرنوشت اینها هم حذف است.

۴) آه و ناله کردنها و لوس شدنها: نمی‌خوانم و حذف میکنم.

۵) دوستانی که مرتب نظرسنجی می‌کنند که مثلا آبگوشت را بیشتر دوست داری یا آش رشته را؟ و یا مامانت را بیشتر دوست داری یا بابات را؟ سرنوشت این نطرسنجی‌ها حذف است.

در پایان باید بگویم  هیچکسی را تاکنون بخاطر این مطالب حذف نکرده‌ام اما دلم میخواهد وقتی فیسبوکم را باز میکنم دو تا مطلب درست و حسابی بخوانم نه وقتم را هدر کنم و نه چشمم را خسته، ممکن است دوستانی با این نگاه من به فیسبوک مخالف باشند اما بیاد بیاوریم که: صلاح ملک خویش خسروان دانند.

ما عنقلاب کردیم!


نسل من انقلاب کرد و بعد هم پشیمان شد. نسل جوان هم از ما طلبکار که ای پدران بی‌خرد این چه انقلابی بود که ما جوانان را پا در زنجیر و زنان را در چادر و چارقد بسته‌بندی کرد و هزاران سیاه‌کاری دیگر که شرح آن مثنوی دراز دامن و بی‌پایانی خواهد شد. با وجود این، انقلاب ایران با تمام بدی‌هایش یک خوبی داشت و آن هم رو کردن دست روحانیت شیعه  و آن بخش از نیروهای مذهبی نسل من که زیر عبای آنها رفتند.

بیلی ده ساله شد

عکس


بیلی ده ساله شد

امروز ششم فوریه تولد آقابیلی است. ۱۰ ساله شد که بحساب سن آدمیزاد می‌شود ۷۰ سال و البته احترامش واجب. خلق و خوی‌اش عوض شده بیشتر می‌خوابد و کمتر بازی می‌کند. تاکنون چهارتا از دندان‌هایش را هم کشیده‌ایم. وقتی جوان بود عاشق بازی با بچه‌ها بود اما حالا حوصله ندارد مثلا زمانی که نوه‌ام برای دیدن ما می‌آید خودش را زیر میز پنهان می‌کند. گاهی هم چپ چپ به من نگاه می‌کند و می‌گوید فلانی یک چیزی به این نوه‌ات بگو هی دنبالم نکند. ناسلامتی سن و سالی از ما گذشته با تمام این تفاصیل ذره‌ای از عشقش به ما کم نشده و همچنان دوست داشتنی است. تولدت مبارک بیلی جان

پدر بزرگ

عکس


پدر بزرگ

کسی که در سمت راست، با لباس مشگی روی صندلی نشسته، پدربزرگم معروف به رئیس علی‌محمد است. او رئیس پست و تلگراف خرم‌آباد بود. او از ایل پاپی یکی از بزرگترین ایلات لرستان است و در منطقه ایستگاه کشور زندگی می‌کرده. من هرگز او را ندیدم ولی شنیده‌ام که با برادرانش دچار اختلاف می‌شود و برای همیشه به خرم‌‌آباد می‌آید. همزمان سه همسر از خرم‌آباد، بروچرد و همدان داشته که از این سه زن تنها دارای دو فرزند پسر می‌شود. عمویم و پدرم که هر دو فوت کرده‌اند.  بعدها که ایرانیان شناسنامه دارشدند و می‌بایست نام فامیلی انتخاب کنند، پدر بزرگم با اضافه کردن «ی» به آخر نامش شد علیمحمد علیمحمدی.

 

بار سوم


دوستان همچنان که می‌دانید و قبلا در دو پست به آگاهی رسانده بودم وبلاگم را به ورد پرس انتقال دادم. حالا هم دامنه وبلاگ قبلی را به وردپرس منتقل کردم. بنابراین اگر روی آدرس قبلی هم کلیک کنید وبلاگ جدید باز می‌شود.http://mebaily.com/

برای بار دوم


راستش بخاطر حفظ آرشیوم در بیلی و من سابق و به پیشنهاد دوستان رفتم در وردپرس، اما راستش از زبان فارسی وب در مدیریت وبلاگ جیزی نمی‌فهمم. از دوستانی که با این سیستم کار می‌کنند تقاضای کمک دارم.

بدرود


دوستان و خوانندگان گرامی، وبلاگ بیلی و من به این آدرس منتقل شد.

http://bailyme.blogspot.dk/

از دوستان بلاگری که به من لینک داده اند خواهش میکنم آدرس جدیدم را اضافه کنند. در اینجا باید از زحمات چندین ساله دوست عزیزم سعید حاتمی که تمام کارهای این وبلاگ، از جمله هزینه مالی آن را تحمل کردند تشکر فراوان کنم .